
ابزوردیته
مقاله ای از آقای احسان مقدسی
"بيهمگي" داستان كوتاهي(بهتر است بگوييم اثر منثور) از بكت است. در"بيهمگي"، بكت هر كدام از تصاوير ذهني خود را روي تكه كاغذي مينويسد، "روبي كوهن" ميگويد:«ابتدا شصت جمله گوناگون... را روي كاغذ نوشت و در ظرفي ريخت... و هر كدام را دو بار از ظرف بيرون كشيد تا 120 جمله داشته باشد، سپس عدد 3 را روي 4 تكه كاغذ، عدد 4 را روي 6 تكه كاغذ... بار ديگر با چشم بسته جملهها را بيرون كشيد و مطابق با اعدادي كه بيرون آورده بود به صورت پاراگراف درآورد كه سرانجام بدين ترتيب 120 جمله به وجود آمد» و با اين بازي، بكت"بيهمگي" را ساخت. از جا به جايي جملهها در اين متن، براي رسيدن به آن چه بكت واقعاً در ذهن داشته به تعداد 10×9/1 به توان 176 تا متن ميتوان رسيد. دكارت ميگويد:«هيچ چيز جز تعيين كامل رياضي كافي نيست.» و بكت در اين فرآيند نوشتن تصادفي يك عدد گنگ مانند عدد π به وجود آورده است. چون داشتن 10×9/1 به توان 176 تا متن يعني عملاً داشتن هيچ. "هيو كوليك" ميگويد:«همان گونه كه اعداد اَصم(اعداد گنگ، عدد π هم جزء اين اعداد است) در برابر پارادايم فيثاغورث به مقابله برخاستند، بكت نيز ميكوشد تا اجزاي ناخودآگاه نفس را به صورت ادبي بيان كند: نفس فقط به صورت يك رشته برهههاي بريده بريده وجود درد و پيوستگي آن با همان قطعيتي قطع ميشود كه توالي اعداد گويا با اعداد اصم قطع ميشود. و با اين فرايند تصادفي نوشتن معنا كاملاً از بين ميرود و منهدم ميشود.
و اما در انتظار گودو . . .
برای مشاهده ادامه مطلب بر عبارت " ادامه مطلب " کلیک بفرمایید لطفا . . .
ادامه مطلب
