تبليغاتX
صحنه سکوت

 

 

برانژه؛ ضد قهرمانی در مصاف با نیچه و فروید
بررسی " کرگدن" با نقدی بر جوامع مصرف‌گرا

 

 مطلب زیر تالیف "ویلیام‌. اِس، هانی" (1)‌، است که بهار امسال در نشریه "اینراکشن" که وابسته به کتابخانه BNET است، درج شده که با نظر به دو اصل "لذت" و "واقعیت" فروید و همچنین نظریه "اراده به قدرت" نیچه‌، نمایشنامه کرگدن را بررسی کرده است.

قسمت اول ـ منتقدان گفته‌اند که "کرگدن" (2)، نمایشگر بیزاری یونسکو از جنبش فاشیسم درسال 1938 است که وی رومانی را ترک می‌کرد. (مارتین اسلین 181)‌. البته از منظر قرن بیست و یکم، [کرگدن] تنها تصویرگر این نیست که چطور افکار عمومی می‌تواند یک فرد را به همرنگ جماعت شدن وادارد، بلکه اشاره‌ای هم دارد به اینکه چگونه جوامع مصرف‌گرا می‌توانند فرد را به هیولایی سیری ناپذیر مبدل سازند.

 این اثر تصویرگر تضاد بین لزوم مصرف جهت رفع نیازهای زیستی مطابق با استانداردهای اجتماعی‌ و نیاز مفرط به مصرف تنها به عنوان ابزاری جهت کامروایی است. نمایشنامه با ایجاد تضاد بین استغنا و تسلیم شدن به خواهش‌های نفس، شکم پرستی و زیاده روی، تماشاگران را وامی‌دارد تا فاصله بین نیازهای اساسی زندگی از یک طرف و از طرف دیگر هوس، شهوت‌رانی، خوی حیوانی، و رفتار لجام گسیخته که به وسیله کرگدن‌ها نمادین شده را، تجربه کنند.

یونسکو درباره "کرگدن" از منظر همرنگ جماعت شدن (مثل مورد فاشیسم ) می‌گوید:
مثل همیشه، من به درگیری‌های ذهنی ام برگشتم. یادم می‌آمد که در طول زندگی، خیلی از آنچه که به آن "عقیده باب روز" می‌گویند، از تحول سریع آن و از قدرت واگیری‌اش که مثل یک شیوع واقعی است، ضربه خوردم. مردم به خودشان اجازه می‌دهند که ناگهان مورد هجوم یک دین، یک نظریه، یا یک توهم قرار بگیرند.... در این جور مواقع، ما شاهد یک انقلاب ذهنی حقیقی هستیم. نمی دانم که آیا تا به حال به این [مسئله] توجه کرده‌اید یا نه، اما وقتی مردم دیگر حرفتان را نمی فهمند، وقتی دیگر نمی‌توانید با آنها ارتباط برقرا کنید، آدم احساس می‌کند که مثلا با کرگدن‌های هیولاگونه ای طرف شده است.

آن‌ها ملغمه‌ای از بی غل و غش بودن و سبعیت را با هم دارند و شما را با وجدان آسوده خواهند کشت. تاریخ یک ربع قرن گذشته نشان داده که مردمی که این چنین مسخ می‌شوند، تنها به کرگدن‌ها شباهت پیدا نمی‌کنند بلکه واقعا به جرگه کرگدن‌ها می‌پیوندند. ( در گفتگو با مارتین اسلین 182 – 181، Sarrute 1960 )

برای خواندن ادامه بر " ادامه مطلب " کلیک کنید

برگرفته از سایت ایران تئاتر

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محبوبه در یکشنبه 27 بهمن1387 و ساعت 7:12 بعد از ظهر |