تبليغاتX
صحنه سکوت - فقط احساس این بودن . . . ماندن !

در این بیتابی حس نمیدانم

و در اوج ندانستن به حکم زندگی و مرگ

در ادراک سکوت و سوزش درد ندانستن

من از احساس می ترسم . . .

در این غم نامه های ساکت و خاموش

و تکرار مکرر کارهای بی نصیب و اجر

من از احساس می ترسم  . . .

من از مرگ و غم رفتن نمی ترسم

من از ترس جدایی بر خودم هرگز نلرزیدم

من از این زندگی هرگز نترسیدم

من از این رنج و درد و سوختن های مکرروار

من از این ها نمی ترسم

. . .

در این تکرار بودن ها

در این ماندن . . . در این بودن

در این بودن به نام زندگی و درد  

من از احساس این بودن

من از  احساس این ماندن

من از هم بودن و ماندن

می ترسم

. . . 

 

 

+ نوشته شده توسط محبوبه در شنبه 24 آذر1386 و ساعت 7:8 بعد از ظهر |