تبليغاتX
صحنه سکوت - تئاتر بوال

تئاتر تبليغي‌:
بسياري از گروه‌هاي قبل از بوآل در برزيل به چنين نمايش‌هايي علاقه داشتند‌. نمايشنامه‌ها اكثراً در ارتباط با زندگي كارگران و كشاورزان نوشته مي‌شد گاهي اين نوع نمايش‌ها ظرف 24 ساعت نوشته و ‌اجرا مي‌شد‌. از جمله شبي كه "كندي"، رئيس جمهور وقت آمريكا، محاصره دريايي كوبا را اعلام كرد، چند نويسنده برزيلي همان شب تا صبح متني را نوشتند، تا ظهر تمرين كردند و غروب آن را روي پله‌هاي سالن آمفي تئاترشهر اجرا كردند. مضمون نمايش علل درگيري و دشمني دو كشور مذكور بود. البته اين نوع نمايش مخصوص برزيل نيست و در سال‌هاي قبل از جنگ اول و دوم در كشورهاي روسيه و آلمان نیز اجرا مي‌شد.‌
تئاترآموزشي :‌
در اين نوع نمايش تلاش نمي‌شود كه مردم را براي انتخابات يا اعتصابات و راهپيمايي ترغيب کنند؛ بلكه هدف تحليل نظري و عملي است‌. در اين نوع نمايش مي‌توان از آثار كلاسيك مانند شكسپير‌، آريستوفان و گولدوني و همچنين آثار مدرن مانند برشت و پيتروايس كمك گرفت‌. براي مثال در نمايشي كه بحث و سوژه آن عدالت است قطعاً ديدگاه‌ها در اين مورد متفاوت است. شايد مفهوم عدالت از منظر حكومت عملكرد قانون و مراجع قضايي را قضات در دادگاه‌ها تعريف کنند اما شهروند معمولي يا عوام برداشتي ديگرگونه از اين واژه دارند. در تئاتر آموزشي با شركت دادن تماشاگر در جريان بحث و تحليل و بررسي آن تعريفي روشن عرضه می‌شود.
در اين نوع نمايش‌ها از تريلي‌هاي يدكي‌، كليساها و ميادين شهر براي اجرا استفاده مي‌كردند و تماشاگران آن از همه اقشار جامعه بودند.‌‌

 

 

تئاتر فولكلوريك :‌
در اين نوع نمايش از آواز، رقص‌، آداب رسوم و مراسم‌‌ فولكلور مردمي استفاده مي‌شد زيرا در‌هم‌ آميختن آداب و سنن با نمايش موجب شكوفايي و بالندگي هر دو مي‌‌شود.
در برزيل تا قبل از‌ 1964 ‌اين نوع نمايش کاربرد بسیار داشت و بيشتر درخيابان‌ها اجرا مي‌شد و گاهي هم به‌صورت كارناوال به نمايش درمی‌آمد. در اين نوع نمایش از قصه و داستان‌هاي‌ فولكلوريك بهره مي‌گرفتند كه در ادامه نمایش و قصه وارد مسائل روز مي‌شد.‌

تئاتركولاژ‌ :‌‌
در اين نوع نمايش از هنرمندان هنرهاي زيبا و دراماتيك دعوت می‌شد که هركدام با توصیف كار خود موضوعي را انتخاب و آن را به نمايش بگذارند‌. ز‌ماني بوآل و گروهش از درام‌نويسان و موسيقيدانان و هنرمندان هنرهاي زيبا دعوت مي‌كردند که آرای خود را درباره موضوعي مانند ديكتاتوري در آثارشان به نمايش بگذارند. در اين شكل آميختگي تئاتر، فيلم‌، موسيقي و...‌ در معرض ديدگاه و نظر تماشاگر گذاشته مي‌شد‌. البته هيچ لزومي نداشت كه سوژه حتماً سياسي باشد.
‌تما‌م موضوع‌هایي كه ‌به انسان و زندگي انسان مربوط مي‌شوند، مي‌توانند دراين نوع نمايش مطرح شوند. بوآل و گروهش از شيوه‌هايي كه به اختصارتوضيح داده شد، بارها استفاده كرده‌اند؛ اما چهار شيوه‌اي كه در پائين خواهند آمد مختص اكوستوبوآل است. ‌

- نمايش روزنامه‌اي
بعد از كودتاي 1968 دربرزيل‌، گروه‌هاي تئاتري امكان فعاليت به شيوه سابق را نداشتند و همين موجب شد که شيوه‌اي جديد براي ارتباط گيري به‌وجود آورند ‌كه نمايش روزنامه‌اي يكي از آن شيوه‌هاست‌.
هدف اين نوع نمايش افشا‌ي دروغ‌هايي بود كه در روزنامه‌هاي كودتاچيان چاپ مي‌شد. درنمايش روزنامه‌اي مرز بين بازيگر و تماشاگر برداشته خواهد شد. و بازيگر رودررو حقيقت را براي مخاطب آشكار و به او منتقل مي‌كند.
همين‌طور نيازي به تربيت بازيگر نيست و هر كسي مي‌تواند نقشي داشته باشد‌ و در هر مكاني مي‌تواند اجرا شود. زيرا هدف ارائه كاري هنري و زيباشناسانه نيست. ‌‌در اجراي نمايش روزنامه‌اي بايد قواعد زیر را رعايت كرد.‌
- ساده خواندن
- تمام وكمال خواندن
- به دنبال هم خواندن
- ريتميك خواندن
- مستندخواندن (نشان دادن مستندات هنگام خواندن‌)
- پانتوميم خواندن (براي تفهيم بيشتر نوشته در جريان خواندن از پانتوميم استفاده مي‌شود)
- نمايشي خواندن (نوعي خواندن كه تماشاگر احساس ديدن رويداد را داشته باشد‌)
- تاريخي خواندن (ارتباط دادن خبر امروز با رويدادي از اين دست اما تاريخي و قديمي‌)
- ‌مقايسه‌ای خواندن (مقايسه خبر تشييح جنازه يك شخصيت متمول با يك انسان معمولي‌)
- قرينه خواندن (دو خبر همسان را يكي بعد از ديگري خواندن‌)‌
2- نمايش نامرئي‌:‌
در اين نمايش تماشاگر بدون آگاهي و اطلاع خود به شمايل بازيگر در‌می‌آید يعني فرقي بين بازيگر و تماشاگر وجود ندارد‌. اين نوع نمايش ‌هر جا كه مردم باشند، قابل اجرا‌ست. گروه نمايش نوشته شده را بعد از تمرين به اجرا مي‌گذارد و در پايان به كسي ‌نمي‌گویند كه اين‌ها بازيگر بودند و شما‌ نمايش ‌مي‌ديديد..
زماني در دانمارك ملكه حامله ‌شد همه روزنامه و رسانه‌ها به اين مطلب ‌‌پرداختند و بيمارستاني به ملكه و فرزندش اختصاص دادند‌. ‌گروهي نمايشي‌، به ميان مردم رفت‌‌ و اين سوژه را به نمايش ‌گذاشت. به اين شكل كه در ميان جمعيت جمع شده زني حامله از حال مي‌رود و بيهوش مي‌شود؛ بقيه گروه ‌به روشنگري اين مسئله می‌پردازند ‌كه‌‌ شهر براي ملكه قرق شده و ز‌ناني اين چنين بدون امكانات بايد در خيابان زايمان كنند.
در اين نوع نمايش تماشاگر‌ ناظر بر تمام رخدادهاست و نيازي به سكو نيست‌؛ از هر جايي مي‌توان به جای سكو استفاده كرد. ‌نبايد نگاه‌ كمدي به اين نوع نمايش داشت ضمناً هيج ربطي هم به تئاترهاي آنارشيستي ندارد‌. ا‌لبته بازيگران و گروه بايد با درايت و هوشياري كامل عمل كنند. بايد تمام احتمالاتي كه امكان بروز آن در اجرا هست، در نظر گرفت. آنان بايد تمرين كنند تا آمادگي هر نوع برخورد تماشاگران ر‌ا داشته باشند. از جمله ايجاد هرج‌ومرجي كه به دخالت پليس منجر شود. چون اگر گروه مجبورشوند خود را معرفي كنند، درآن صورت نمايش از حالت نامرئي خارج مي‌شود. تيز‌هوشي و درايت گروه جاي هر نوع ارائه ديدگاه را برای تماشاچيان ‌باز مي‌گذارد‌ و به اين ترتیب از مشاركت آنان سود می‌جوید.
‌‌اين نوع نمايش مستلزم مشاركت تماشاچي و جامعه است و بايد درمكان‌هاي پر جمعيت به اجرا گذاشته شود؛ زیرا در‌ اين صورت تاثيري ماندگارتر برجاي خواهد گذاشت. ‌

 

 

نمایش شورايي :‌
اجراي اين نوع نمايش راه و رسم‌‌ خود را دارد. مشكلات‌، خواسته‌ها و اهداف مشترك گروه، چگونگي اجرا را تعيين مي‌كند. يعني ‌سليقه‌های گوناگون در گروه موجب پرباري نمايش خواهد شد. در واقع اجرا برآمدي از اهداف و خواسته‌هاي مشترك گروه(بازيگران وتماشاگران ) است‌.
به اين صورت كه ‌نمايش شروع مي‌شود، در هر جا كه تماشاگري احساس كند ‌آرا ‌‌و ديدگاه‌های مطرح شده از طرف بازيگران كمكي به رفع مشكل مشترك نمي‌كند‌، نمايش را قطع و خودش به جاي كسي كه ازنمايش خارج شده و در جاي تماشاگر قرار گرفته‌، بازي مي‌كند. اين روند تا زماني كه همه به يك نتيجه و روش مطلوب برسند، ادامه خواهد داشت‌.
براي مثال اگر چند كارگر يا كارمند بخواهند در مورد ‌اخراج يكي از همكاران خود با رئيس يا مدير كارخانه مذاكره كنند‌، قبلا"اين بحث رادربين گروه امتحان مي‌كنند. يعني يكي نقش رئيس و ديگري نقش كارمند اخراجي را بازی مي‌كنند اين تمرين آن‌قدر ‌تكرار مي‌شود تا به بهترين شيوه برخورد و گفت‌وگو برسند؛ آنگاه كارگر يا كارمند اخراجي به تنهايي يا به همراه چند همكار نزد رئيس می‌روند و به مذاكره مي‌پردازند.
اين نوع نمايش نيز به مكان خاصي براي اجرا نياز ندارد همه جا مي‌تواند سكوي اين نوع نمايش باشد. در امريكاي لاتين اين نوع نمايش از گروه‌هاي كوچك و در ميان جمعيت كم اجرا مي‌شد‌؛ اما در اروپا مخاطبان بيشتري داشت‌.‌
4- نمايش پيكره (مجسمه‌) :‌
افرادي كه داراي اهداف مشتركي هستند مثلا" درفرانسه بيكاران، در پرتقال افراد با مشكلات خانوادگي‌، در سوئد و هلند و آلمان کسانی که به اعتیاد گرايش دارند، سوژه‌های اين گونه نمايش را تشكيل مي‌دهند.
به اين صورت گروهي كه همه تماشاگر‌ند و همه بازيگر يكي را به عنوان مجسمه‌ساز و پيكر‌تراش معرفي مي‌كنند و از او مي‌خواهند كه ديدگاه خود را در مورد مسائلي چون بيكاري‌، مشكلات خانوادگي‌، اعتياد و ...... اعلام كند و آن را به صورت تابلو‌ يا مجسمه‌اي به دیگران نشان دهد.
او مي‌تواند ازبازيگران به جای موم، خميريا گل استفاده كند. بازيگراني كه اين نقش را برعهده دارند حق هيچ گونه حركت و تحركی ندارند. زيرا مانند جسمي بيجان از آنان استفاده مي‌شود.
وقتي تابلو يا پيكر آماده شد‌، از طرف مجسمه‌ساز اول به دومي كه تماشاچي بوده تحويل داده مي‌شود تا آن را تمام کند يا تغيير بدهد‌. اين زنجيره تغييرات آن قدر ادامه می‌یابد تا به تابلو يا پيكري مشترك برسند. اين نمايش نيز از اين مزيت برخوردار است كه در هر مكاني قابل اجراست‌.

"بر گرفته از سایت ایران تئاتر "



+ نوشته شده توسط محبوبه در سه شنبه 30 بهمن1386 و ساعت 3:34 بعد از ظهر |